جمعى از نويسندگان
68
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
كسى چيزى مى گفت او نزد من آمد و گفت آن سيد مى فرمايد : « اى كسى كه اسمت حسن است ، سريره ات حسن ، شكلت حسن شغلت حسن ، چرا مى ترسى ؟ پيش بيا ، پيش ما بيا و نترس » « 1 » جهد و استمرار در راه خدا با دستاويز اميد به خداوند در سلوك عرفانى قاضى برجستگى خاصى داشت . « سيد على قاضى در همت و تلاش به مورچه ها مثال مى زنند . كه با چه زحمت و كوشش و تلاشى براى خود توشه جمع مى كنند و هنگام انتقال دانه به لانه بارها از بلندى پرت مى شوند ولى نا اميد نشده و دوباره به تلاش مى پردازند . و سر انجام بار خود را به مقصد مى رسانند . » « 2 » توحيد در تولى و تبرى در مكتب عرفانى قاضى مقام توحيد و وصول به آن با ولايت امامان شيعه در هم عجين شده است . « به نظر ايشان وصول به مقام توحيد و سير صحيح الى الله و شناخت حضرت حق بدون ولايت امامان شيعه و خلفاى به حق يعنى على بن ابى طالب و فرزندانش حضرت زهرا ( س ) ميسر نيست . » « 3 » لذا اين عارف برجسته در وصينامه خود نيز اين دو موضوع را به عنوان عمده مسائل اخروى به هم پيوند مىدهد . وى ابتدا از توحيد خداوند ياد مىكند و سپس بر رسالت پيامبر اكرم و 12 نفر از اولياى خدا ياد كرده و بر امامت آنها كه اولى حضرت على ( ع ) و آخرى امام زمان ( عج ) مى باشد ، شهادت مىدهد . « 4 » و در همان جا به تعزيه خوانى ، زيارت و روضه هفتگى امام حسين ( ع ) سفارش اكيد مى نمايند . ايشان به مراسم امامت حضرت على - غدير خم - بسيار بها مى دادند . بهترين لباسها را پوشيده و وليمه و شيرينى مى داد . آشنايان ، دوستان و فاميل را دعوت مى كرد تا خطبه حضرت رسول در غدير را بخوانند . نشاط در او ظهور داشت و نكته هايى را از شعر و نثر كه در حفظ داشت در اينباره مى گفت . « 5 » ولايت و توجه خاص به آن از شاخصه هاى بارز توحيدى آقاى قاضى بود . ايشان در دوران جوانى علاقه شديدى به هجرت و اسكان در جوار امام على ( ع ) داشتند . توحيدى ولايى وعبوديت اين مرد با هم آميخته بود . لذا بر آن شد كه از پدر اذن بگيرد . وى در آن زمان ازدواج كرده و صاحب سه فرزند بود . « 6 » اما سفر به جوار ولايت را بدون مقدمه عبوديت كه در اينجا اذن پدر است ، جايز ندانست . با مخالفت پدر باز به عبوديت و نماز و ذكر براى باز شدن اين گره روى آورد و در نهايت اذن پدر را دريافت نمود .
--> ( 1 ) - مهر تابان ، ص 19 ( 2 ) - اسوه عارفان ، ص 85 ( 3 ) - اسوه عارفان ، ص 48 ( 4 ) - مصلح كل ، پيشين ، ص 65 و 66 ( 5 ) - بحر خروشان ، پيشين ، صص 152 و 153 ( 6 ) - عارف ناشناخته ، ص 124 و 125